مرتضى مطهري

115

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

دوستيها خاكى و تو را مشك ختن دانستم ! خارى و تو را سرو و سمن دانستم ! دردا كه من آنم كه تو مىدانستى افسوس ، تو آن نه اى كه من دانستم ( عمادى شهريارى ، به نقل مجله راديو ، شماره 7 ) دوستيها و بىوفايىها - نبايد جز خدا به احدى اعتماد كرد مجله وحيد ، دىماه 1344 - على باقرزاده ( بقا ) تحت عنوان « پند پدر » : به خاطر است مرا نكته اى ز پند پدر كه گفت خواهى اگر وارهى ز خواريها عنان زندگيت را به دست خلق مده كه بر تو مىفكند جز تو پاسداريها هميشه در غم و اندوه ، يار مردم باش ولى مدار ز مردم اميد ياريها اگر كه تكيه بر ابناء روزگار كنى به روز حادثه بينى سياهكاريها ز دوستان دغل مىگريز و صحبتشان كز اين گروه نيايد بزرگواريها من آزمودم اين را و تجربت دارم كه اعتماد نشايد به دوستداريها تو را ز جان و تن خويش دوستتر دارند به صبح شادى ، نى شام سوگواريها پدر برفت و ز خاطر برفت پند پدر كه دل جوان بُد و سرگرم كامكاريها ز بعد چندى گيتى نمود روى دگر مدار چرخ به من كرد كجمداريها

--> ( 1 ) . [ اين مقاله شرح مختصر يك روز زندگى پلگتى ، صاحب شركت نفتى « گتى و شركا » و سهامدار دويست شركت ديگر است كه جهت پرهيز از اطاله كلام از نقل آن در اينجا خوددارى مىكنيم . ]